در دوران دفاع مقدس، وقتی آسمان مناطق غربی و جنوبی ایران با دود و انفجار پوشیده شده بود، در کنار رزمندگانی که با سلاح از مرزها دفاع میکردند، عدهای دیگر هم حضور داشتند که سلاحشان دوربین و قلم بود. خبرنگاران، عکاسان و تصویربرداران جنگی، با حضور در دل عملیات و مناطق درگیر، لحظهها را ثبت میکردند تا واقعیت جنگ برای کسانی که کیلومترها دورتر بودند، قابل درک شود.
جنگ فقط روی زمین نبرد جریان نداشت. همزمان در ذهن و حافظه جمعی مردم هم در حال شکلگیری بود. اگر این بخش روایت نمیشد، بخش مهمی از واقعیت آن دوران برای نسلهای بعدی گم میشد. عکاس و خبرنگار جنگ در واقع نه فقط شاهد، بلکه ثبتکننده تاریخ بودند. هر تصویری که از چهره یک رزمنده، یک شهر ویرانشده یا لحظهای از مقاومت گرفته میشد، میتوانست سالها بعد به سند مهمی تبدیل شود.
در آن سالها، حضور خبرنگاران در مناطق عملیاتی با خطر همراه بود. آنها همراه رزمندگان حرکت میکردند، صدای مردم و نیروهای حاضر در جبهه را میشنیدند و تلاش داشتند اخبار را به مخاطبان منتقل کنند. دوربین در این شرایط فراتر از یک ابزار ساده بود؛ چشم جامعه به شمار میرفت. عکاس باید سریع تصمیم میگرفت چه لحظهای را ثبت کند: خستگی و استواری در چهرهها، پرچمی که در میان گردوغبار بالا رفته، یا شهری که آثار حمله بر دیوارهایش مانده بود.
البته ثبت جنگ فقط محدود به صحنههای نبرد نبود. بسیاری از تصاویر به زندگی روزمره مردم در شرایط جنگ اختصاص داشت؛ مادرانی که چشمانتظار بودند، کودکانی که جنگ را از پشت پنجرهها تجربه میکردند، امدادگرانی که در سختترین شرایط کار میکردند و رزمندگانی که در میان سختیها، نشانههایی از امید و همبستگی را حفظ کرده بودند.
در این میان، نام سیدعباس کشمیری بهعنوان یکی از پیشکسوتان رسانهای کرمانشاه برجسته است. او فعالیت مطبوعاتیاش را از سال ۱۳۴۷ با «کیهان ورزشی» در استان کرمانشاه آغاز کرد و بیش از پنج دهه در این عرصه ماندگار شد. تجربه طولانی او، بخشی از تاریخ شفاهی رسانه استان را تشکیل میدهد؛ دورانی که رسانه عمدتاً چاپی بود و امکانات امروز را نداشت.
کشمیری علاوه بر فعالیت شخصی، در شکلگیری تشکلهای حرفهای نیز نقش داشت. در سال ۱۳۸۶، شعبه انجمن نویسندگان، خبرنگاران و عکاسان ورزشی ایران در کرمانشاه تأسیس شد و او به همراه کوروش شاهرخی و محسن عباسیفرد در هیئتمدیره آن حضور داشت و بعدها به ریاست انجمن رسید. این فعالیتها نشان میداد که او به فراتر از انتشار خبر فکر میکرد و به موضوعاتی مانند آموزش، هویت حرفهای و سازماندهی روزنامهنگاران ورزشی اهمیت میداد.
امروز آثار و گزارشهای آن دوران، اسناد ارزشمندی برای شناخت جامعه، فرهنگ و نحوه مواجهه مردم با بحران هستند. بسیاری از این تصاویر و گزارشها هنوز در آرشیوهای شخصی یا رسانهای نگهداری میشوند و نیاز به ساماندهی و دیجیتالسازی دارند تا از نابودی در امان بمانند.
دوربین و قلم در آن روزها در کنار هم ایستادند تا فراموشی را به چالش بکشند. آنچه از آن دوران باقی مانده، نه فقط خاطره جنگ، بلکه بخشی از تاریخ رسانهای، اجتماعی و انسانی ایران است. حفظ این میراث، راهی برای فهم بهتر گذشته و انتقال آن به نسلهای آینده است.













